آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
|
" نازنینم ، تا خدا هست زندگی باید کرد "
جمعه 13 آبان 1390برچسب:, :: 17:50 :: نويسنده : محسن
خواهر کوچکم از من پرسید :
جمعه 13 آبان 1390برچسب:, :: 12:24 :: نويسنده : محسن
آن روزها رفتند " فروغ فرخ زاد " یک شنبه 3 مهر 1390برچسب:, :: 23:0 :: نويسنده : محسن
هنوز از لب مردم ، فریب می ریزد
هزار تهمت و حرفِ عجیب می ریزد چقدر اهالی اینجا به فكر خود هستند كسی ندیده كه باران غریب می ریزد ... نخند! عابر عاشق! میان این كوچه، كه صد نفر به سرت نانجیب می ریزد در این برودت مطلق كسی چه می فهمد بهارِ آدم و حوّا ز سیب می ریزد؟! به ختم غائله گیرم مسیح هم آمد دوباره گرد و غبار از صلیب می ریزد یک شنبه 3 مهر 1390برچسب:, :: 22:54 :: نويسنده : محسن
اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها ، شاد و خندان بازگرد باز گردای خاطرات کودکی بر سواراسب های چوبکی خاطرات کودکی زیباترند ... یادگاران کهن مانا ترند درس های سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود درس پند آموزروباه وخروس روبه مکار و دزد و چاپلوس روز مهمانی کوکب خانم است سفره پر از بوی نان گندم است کاکلی گنجشککی باهوش بود فیل نادانی برایش موش بود با وجود سوزوسرمای شدید ریزعلی پیراهن ازتن می درید تا درون نیمکت جا می شدیم ما پرازتصمیم کبری می شدیم پاک کن هایی ز پاکی داشتیم یک تراش سرخ لاکی داشتیم کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت دوشمان ازحلقه هایش درد داشت گرمی دستانمان ازآه بود برگ دفترها به رنگ کاه بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی با با روی برگ همکلاسی های من یادم کنید بازهم در کوچه فریادم کنید همکلاسی های درد ورنج و کار بچه های جامه های وصله دار بچه های دکه ی سیگار سرد کودکان کوچک اما مرد مرد کاش هرگز زنگ تفریحی نبود جمع بودن بود و تفریقی نبود کاش می شد باز کوچک می شدیم لا اقل یک روز کودک می شدیم یاد آن آموزگار ساده پوش یاد آن گچ ها که بودش روی دوش ای معلم نام و هم یا دت به خیر یاد درس آب و بابایت به خیر ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشق ها راخط بزن ... محمدعلی حریری جهرمی
جمعه 11 شهريور 1390برچسب:, :: 18:24 :: نويسنده : محسن
دل خوش از آنیم که حج می رویم جمعه 4 شهريور 1390برچسب:, :: 15:29 :: نويسنده : محسن
آدمـــکـ آخــــرِ دنـیـــاسـت بـخنــد،
آدمـکــ مرگ همینجـاست بخنــد، دست خطی که ت...و را عــاشق کرد، شـوخـیِ کاغــذیِ مـاسـت بخنــد، آدمـکـــ خـــر نــشوی گریـه کنـی ! کــلِ دنیــــا ســراب است بــخنـد ! آن خــدایی که بــزرگـش خوانـدی، به خـدا مثل تو تنهاست، بخند... جمعه 4 شهريور 1390برچسب:, :: 14:12 :: نويسنده : محسن
نیا باران زمین جای قشنگی نیست ،
من از جنس زمینم ، خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ، اما یک طرف سودای بلبل ، یک طرف بال و پروانه را هم دوست می دارد ، ... نیا باران پشیمان می شوی از آمدن ، در ناودان ها گیر خواهی کرد ، اینجا جمعه بازار است ، عشق را در بسته های زرد و کوچک نسیه می دادند ، نیا باران زمین جای قشنگی نیست ! جمعه 4 شهريور 1390برچسب:, :: 14:8 :: نويسنده : محسن
" مهدی اخوان ثالث " جمعه 4 شهريور 1390برچسب:, :: 14:3 :: نويسنده : محسن
همچنان منتظرت خواهم ماند جمعه 4 شهريور 1390برچسب:, :: 14:0 :: نويسنده : محسن
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم پنج شنبه 16 تير 1390برچسب:, :: 7:37 :: نويسنده : محسن
گـفت اسـتاد مـبر درس از یاد یاد باد آنچه به من گفت استاد
یاد بـاد آنـکه مرا یـاد آمـوخت آدمی نان خورد از دولـت یـاد
پـس مـرا منـت از اسـتاد بـود که به تعلیـم من اسـتاد، اِستاد
هر چه می دانست آموخت مرا غیر یک اصـل که ناگـفته نهـاد
قـدر اسـتـاد نــکـو دانـسـتـن حیـف اسـتاد بـه من یـاد نـداد
گـر بـمردسـت روانـش پر نـور ور بـود زنـده، خـدا یـارش بـاد
" ایرج میرزا " پنج شنبه 15 تير 1390برچسب:, :: 7:55 :: نويسنده : محسن
بگذار که در حسرت دیدار بمیرم ...
در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم...
دشوار بود مردن و روی تو ندیدن... بگذار بدلخواه تو دشوار بمیرم... بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ... در وحشت و اندوه شب تار بمیرم... بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب.... دربستر اشک افتم و ناچار بمیرم... میمیرم از این درد که جان دگرم نیست... تا از غم عشق تو دگر بار بمیرم... تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم... بگذار بدانگونه وفادار بمیرم...
پنج شنبه 9 تير 1390برچسب:, :: 11:25 :: نويسنده : محسن
روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مست و خراب از مي انـگور کنيد مزد غسال مرا سير شرابش بدهيد مست مست از همه جا حال خرابش بدهيد بر مزارم مگذاريد بيايد واعـظ پير ميخانه بخواند غزلي از حافظ جاي تلقين به بالاي سرم دف بزنيد شاهدي رقص کند جمله شما کف بزنيد روز مرگم وسط سينه من چاک زنيـد اندرون دل من يک قلمه تاک زنيد روي قبرم بنويسيد وفادار برفت آن جگر سوخته خسته از اين دار برفت "وحشی بافقی"
پنج شنبه 9 تير 1390برچسب:, :: 11:5 :: نويسنده : محسن
ای وای بر اسیــری کز یاد رفته باشــد " حزین لاهیجی" پنج شنبه 9 تير 1390برچسب:, :: 10:59 :: نويسنده : محسن
"فرخی یزدی " پنج شنبه 8 تير 1390برچسب:, :: 11:31 :: نويسنده : محسن
لحظه ديدار نزديك است
باز من ديوانه ام، مستم باز مي لرزد، دلم، دستم باز گويي در جهان ديگري هستم هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ ! هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست! آبرويم را نريزي، دل ! اي نخورده مست لحظه ديدار نزديك است " مهدی اخوان ثالث"
پنج شنبه 5 تير 1390برچسب:, :: 11:14 :: نويسنده : محسن
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پاییز نسپرده ایم چو گلدان خالی، لب پنجره پر از خاطرات ترک خورده ایم اگر داغ دل بود، ما دیده ایم اگر خون دل بود، ما خورده ایم اگر دل دلیل است، آورده ایم اگر داغ شرط است، ما برده ایم اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم اگر خنجر دوستان، گرده ایم گواهی بخواهید، اینک گواه همین زخم هایی که نشمرده ایم دلی سر بلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر برده ایم "قیصر امین پور"
بگذاز تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید، هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن ************ در این میان همه تنهاییم!. ************ خدا دوستدار آشناست ، عارف عاشق می خواهد نه مشتری بهشت. شنبه 20 خرداد 1390برچسب:, :: 21:57 :: نويسنده : محسن
" من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی و از نهایت شب حرف میزنم اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از ان به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم" " فروغ فرخزاد "
جمعه 20 خرداد 1390برچسب:, :: 20:28 :: نويسنده : محسن
نمیدانم
دکتر علی شریعتی سه شنبه 17 خرداد 1390برچسب:, :: 18:39 :: نويسنده : محسن
گاهی گمان نمی کنی ، ولی می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت اســت گاهی نگفته قرعـه به نام تو می شــــود گاهی گدای گدایی و بخت با تو نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شود!
دكتر علي شريعتی |
||||||||||||||||||||||||
![]() |